الهی جودک بسط املی و عفوک افضل من عملی * الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصارالقلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمة و تصیر ارواحنا معلقة بعزّ قدسک* خدایا جود تو امید مرا توسعه می دهد و عفو تو بهتر است از کردارم* خدایا به من ببخش کمال انقطاع به درگاهت را وروشن نما دیده دلهای ما را به تابش نظر خود بدان تا بر درد دیده های دل پرده های نور و برسد به سرچشمه عظمت و بزرگواری و بگردد ارواح ما آویزان به مقام قدس و عزتت*
اعیاد شعبانیه بر تمام شیعیان مبارک باد
هنگام ولادت امام حسین علیه السلام ، اسماء بنت عمیس نوزاد را در جامه ای سپید پیچید و خدمت پیامبر آورد و حضرت ایشان را در دامن گذاشت و در گوش راست و چپش اذان و اقامه گفت. پس جبرئیل نازل شد و به پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم فرمود:
حق تعالی تو را سلام می رساند و می فرماید که همانطور که علی علیه السلام نسبت به تو به منزله هارون است نسبت به موسی علیه السلام پس او را به اسم پسر کوچک هارون یعنی شبیر نام کن و چون لغت تو عربی است او را حسین علیه السلام بنام.
پس حضرت صلی الله علیه وآله و سلم او را بوسید و گریست و فرمود که تو را مصیبتی عظیم در پیش است خداوند لعنت کند کشنده ی او را پس فرمود که ای اسماء این خبر را به فاطمه مگو.
« حاج شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، ص365»
عالم بزرگوارسید نعمت الله جزائری رحمه الله علیه در «زهر الربیع» می نویسد: شخصی نامه ای به امام حسین علیه السلام داد که حاجتش را نوشته بود: امام حسین علیه السلام فرمود: «حاجتک مقضیة»: حاجت تو برآورده شد.
به امام حسین علیه السلام گفته شد: ای فرزند رسول خدا! اگر به نامه اش توجه می فرمودید و به اندازه ی نیازش پاسخ می دادید، بهتر نبود؟ امام حسین علیه السلام فرمود: «یسألنی الله تعالی عن ذلّ مقامه بین یدی حتی أقرء رقعته». خداوند متعال از خواری او در برابرم بازخواست می کند تا این که نامه اش را بخوانم.
«علامه سیداحمد مستنبط، القطره، ص510»
حضرت اباالفضل علیه السلام زاده ی شجاعت است چرا که مادرش ام البنین سلام الله علیها نسبش به پدران و اجداد و دائیانش برمی گردد که از دلیران عرب به شمار می آمدند که در عین شجاعت، پیشوای و بزرگ قوم خود بوده اند، آن چنان که سلاطین زمانشان در برابرشان سر تسلیم فرود می آوردند.
ام البنین سلام الله علیها بعد از وفات حضرت زهرا علیهاسلام با امیرالمؤمنین ازدواج کرد و دارای چهار پسر شد به نامهای عباس، عبدالله، جعفر و عثمان که سرور همه ی آنان عباس علیه السلام می باشد.
حضرت اباالفضل علیه السلام تولد یافت و او را نزد امیرالمؤمنین علیه السلام آوردند تا سنن نبوی را که در هنگام ولادت در مورد طفل اجرا می شود را عمل نمایند ایشان به علم امامت مشاهده نمود که چه مصائب سنگینی بر حضرت اباالفضل وارد خواهد شد و در این که در کربلا چه خواهد شد اشک غم و حسرت از دیدگان حضرتش سرازیر می شد و گریه اش، عرش الهی را به لرزه می انداخت. و کم کم با قدکشیدن حضرتش و سیمای ملکوتی او، حضرت امیر علیه السلام غرق در سرور و شادمانی می شد و باز با یادآوری مصائب دچار غم و اندوه.
«سیدعبدالرزاق موسوی مقرم، سردار کربلا، صص 154-163 »
امام سجاد علیه السلام
آنچه مسلم است تمام مورخان و راویان اتفاق نظر دارند بر این که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم نواده اش علی بن حسین را نامگذاری کرد و به او لقب زین العابدین داد و این جریان ده سال پیش از به دنیا آمدن آن حضرت اتفاق افتاد که خود از نشانه های بارز نبوت است.
صحابی بزرگ جابربن عبدالله انصاری نقل کرده و می گوید: در خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم نشسته بودم در حالی که امام حسین علیه السلام نیز در دامن آن حضرت بود و با او شوخی می کرد، فرمود: ای جابر! از این پسرم مولودی به دنیا می آید به نام علی، وقتی که روز قیامت فرا می رسد، منادی ندا می دهد؛ سرور عابدان از جا برخیزد، پسر او از جا برمی خیزد، و بعد از او نیز پسری بنام محمد تولد می شود که تو ای جابر اگر او را درک کردی سلام مرا به او برسان.
«باقر شریف قرشی، تحلیلی از زندگی امام سجاد علیه السلام، ج1، ص51 و 54»
امام سجاد علیه السلام می فرمایند:
و اما بزرگترین حق خدا بر تو این است که او را بپرستی و چیزی را شریک او نسازی و هرگاه خالصانه چنین کنی، خداوند تعهد کرده است که کار دنیا و آخرتت را کفایت کند.
بدان که خدا را با سادگی و آسانی باید خواست، نه با رنج و سختی؛ چنان که خدا هم برای آفریدگانش آسانی خواسته است، نه دشواری.
«محمدرضا حسینی جلالی، جهاد امام سجاد علیه السلام، ص307 و 312»

