تبليغاتX
رضویه

عید مبعث بزرگترین عید اسلامی مبارکباد

جبرئیل فرود آمد و اطراف آسمان و زمین را فرو گرفت و بازوی آن حضرت را حرکت داد و گفت: یا محمد بخوان:

«إقرأ باسم ربک الذی خلق* خلق الانسان من علق*»

فرشتگان تاج نبوت را بر سر آن حضرت گذاردند و لوای حمد را به دستش دادند و گفتند که بر کرسی بالا برو و خدا را حمد کن. پس چون ملائکه بالا رفتند و آن حضرت از کوه حراء به زیر آمد انوار جلال او را گرفته بود که هیچ کس را یارای آن نبود که به آن حضرت نظر کند و بر هر درخت و گیاه و سنگ که می رسید ایشان را سجده می کرد و به زبان فصیح می گفتند:

السلام علیک یا نبی الله السلام علیک یا رسول الله

و چون داخل خانه شد خدیجه سلام الله علیها گفت این چه نور است که در شما می بینم؟ حضرت صلی الله علیه وآله و سلم فرمود این نور پیغمبری است پس بگو: «لااله الا الله محمد رسول الله». پس خدیجه سلام الله علیها شهادت را گفت و به آن حضرت ایمان آورد و حضرت به خدیجه سلام الله علیها فرمود: در خود سرمایی می یابم جامه ای بر من بپوشان و چون خوابید از جانب حق تعالی ندایی به او رسید:

«یا ایها المدثر* قم فانذر* و ربک فکبّر*»

«ای جامه بر خود پیچیده برخیز پس بترسان مردم را از عذاب خدا، و پروردگار خود را پس تکبیر بگو و به بزرگی یاد کن.» پس حضرت برخاست و انگشت در گوش خود گذاشت. پس گفت: الله اکبر الله اکبر.

پس صدای آن حضرت به هر موجودی رسید همه با او موافقت کردند.

                                                                  شیخ عباس قمی/ منتهی الآمال/ص۶۳

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 و ساعت 11:15 |

درایت امام

روش امام آنچنان دقیق و حساس بود که تلاش چشمگیر و جاسوسی‌های مداوم حاکمان عباسی برای به‌دست آوردن سرنخی از اقدامات امام علیه السلام بی‌نتیجه بود، و امام همچنان در همه زمینه‌ها موفق و کارآمد به پیش می‌رفت و در اوج اقتدار معنوی و اجتماعی قرار داشت، به گونه‌ای که نگاه کل جهان اسلام متوجّه ایشان بود.

 سرانجام هارون الرشید برای دستگیری امام شخصاً به صحنه آمد و طی صحنه‌سازی در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله به جوسازی علیه امام پرداخت و او را در یک جلالت ظاهری ولی در پرده‌ای از ابهام با تشکیل دو کاروان مختلف از مدینه تبعید کرد و بارها به زندان انداخت. هارون چندین بار به ترور حضرت اقدام نمود و در بعضی موارد شخصاً وارد شد که هر بار ناموفّق بود.

 ترور شخصیت امام

از این رو هارون در یک حرکت جدید، اقدام به ترور شخصیت امام کرد که آن هم ناکام ‌ماند و وی از صحنه‌سازی و اقرار و اعتراف‌گیری هم طرفی نیست. رفتار حضرت در زندان در زمینه‌های مختلف عبادی، تربیتی، ارتباط با دیگران، و تأثیرگذاری بر دوست و دشمن و . . . چنان عمیق و موثر بود که هارون نهایتاً دستور داد سندی بن شاهک ، امام علیه السلام را در بیست و پنجم رجب سال 183 هجری قمری در پنجاه و پنج سالگی با خرمای زهرآلوده به شهادت برساند.

 شهادت امام

سعی فراوان دستگاه حکومتی هارون برای مخفی نگه‌داشتن شهادت امام علیه السلام و تلاش گسترده آنان برای عادی جلوه‌دادن مرگ حضرت، نشانه‌ی پایگاه رفیع اجتماعی امام و وحشت عباسیان از اوست.

پیکر مطهرش پس از تحمّل سال‌ها زندان به‌طور معجزه‌آسایی توسط فرزندش علی بن موسی الرضا علیه االسلام غسل داده شد و در مقابر قریش در مدینه السلام ـ در حاشیه بغداد ـ مدفون گردید. مزار شریفش مورد توجه عموم قرار گرفت و سالها بعد نوه بزرگوارش حضرت امام جواد علیه السلام در کنارش دفن شد و شیعیان دلباخته‌ی آنها شهر کاظمین را در کنار تربت پاکشان تأسیس نمودند.

 

احادیث اخلاقی امام کاظم علیه السلام فراوان است، که به چند مورد اشاره می شود:

- همسایه خوب کسی نیست که فقط همسایه‌اش را نیازارد بلکه کسی است که آزار همسایه‌اش را تحمّل کند.

- با برادرت به‌یک‌باره بزرگی و هیبت خود را کنار مگذار و اندکی از هیبت خود را نگهدار، چرا که از بین رفتن همه مهابتت، حیا را نابود خواهد کرد.

- عاقل دروغ نمی گوید، اگر چه برخلاف میلش باشد.

- خداوند فرد بخشنده‌ی خوش اخلاق را حمایت می‌کند.

- روزی امام هفتم علیه السلام دو نفر را دید که به هم ناسزا می‌گویند. فرمود:« آن کس که شروع کرده ظالم‌تر است و گناه خودش و طرف مقابلش بر اوست.»

- از شوخی بپرهیز که نور ایمانت را می‌برد و مردانگی‌ات سبک می‌نماید.

- از ملالت و کسالت بپرهیز که تو را از آخرت محروم می‌سازد.

منابع:

تحف العقول، اصول کافی.

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 و ساعت 7:24 |