تبليغاتX
رضویه

روز دانش آ موز 13 آبان

سیزده آبان در تاریخ انقلاب اسلامی برگی زرین و مقطعی حساس و مناسبتی پر خاطره است ، به خصوص آ ن که چهارده سال بعد از تبعید حضرت امام « ره» در همین روز « 13 آبان 57 » فرزندان امام « صدها دانش آموز و دانشجو » در مقابل دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف با شعار « درود بر خمینی » و مرگ بر شاه » پایه های حکومت را به لرزه انداختند . و با گلوله های مأ موران شاه به خاک و خون غلطیدند.

صبح روز 13 آبان57  دانش آموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودندروی به سوی دانشگاه می نهند تا بار دیگر پیوندشان را با رهبر بت شکن خویش به جهان اعلام نمایند .این جوانان پرشور به همراه دانشجویان و گروهای دیگری از مردم در زمین چمن دانشگاه اجتماع کردند . و فریاد مقدس « الله اکبر » آنان فضا را می شکافت و تا فاصله های دور طنین می انداخت .  مأ موران ابتدا در ساعت یازده چند گلوله گاز اشک آ ور در میان دانش آموزان و دانشجویان پرتاب کردند .اجتماع کنندگان در حالی که به سختی نفس می کشیدند ، صدای خود را رساتر کرده و با فریاد دشمن شکن « الله اکبر » لرزه بر اندام مأ موران مسلح شاه افکندند.

سپس تیراندازی آغاز گشت و لاله های انقلاب یکی پس از دیگری در خون غلطیدند .در این فاجعه 56 تن شهید و صدها نفر مجروح شدند .

امام « رحمه الله » در پیامی که به همین مناسبت از پاریس برای امت قهرمان ایران فرستادند ، امت را به صبر و بردباری دعوت کردند .

عزیزان من صبور باشید که پیروزی نهایی نزدیک است و خدا با صابران است ...ایران امروز جایگاه آزادگان است ...من از این راه دور چشم امید به شما دوخته ام ... صدای آزادیخواهی و استقلال طلبی شما را به گوش جهانیان می رسانم .

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 14:23 |

عنوان:

نکته های ناب (1)

همزمان با ایام دهه کرامت و میلاد پر برکت امام رضا علیه السلام

                                                          «واحد پژوهش و فرهنگی مدرسه علمیه رضویه»

 بسم الله الرحمن الرحیم

فکر کردیم که در این شب و روزهای نورانی ماه ذیقعده که بهارچله گیری است برای شما که می خواهید حرکت کنید و بروید تا به اوج برسید توشه ای آماده کنیم، نامش را نکته های ناب گذاشتیم ان شاءالله اگر توفیق باشد این کار را ادامه خواهیم داد.

اگرچه امروزه نمی توانیم از محضر بزرگان به طور حضوری استفاده ببریم ولی خوشبختانه کتابها-بوستان های علما- در دسترس قرار دارند تا ما بتوانیم خوشه ای و دسته گلی بچینیم. این دسته گلهای ناب تقدیم شما باد.

چله گیری از جمله رهنمودهای والای دینی است که در شرافت بی نظیر است. و تأثیرات شگرفی بر وجود آدمی می گذارد. از این رو بزرگان دینی ما همواره به سالکین راه حقیقت و ولایت تأکید می کنند که این سنت ناب اسلامی را از دست ندهند. بهترین زمان آن در ماه ذیقعده و دهه اول ذیحجه می باشد. امیدواریم جزوه حاضر راهگشای شما عزیزان باشد.

فضیلت عدد چهل:

قبل از این که به مباحث چله گیری بپردازیم خوب است به فضیلت عدد چهل اشاره ای کنیم:

عدد چهل از ميان اعداد از قداست خاصي برخوردار است. و دراحادیث زیادی از اهل بيت عصمت و طهارت بر آن تکيه شده است. در مورد اهمیت عدد چهل در روایات می توان گفت شاید این عدد رمز تکامل و کنایه از کثرت و تکرار باشد و راز تکرار در وجود آدمی تثبیت شدن ملکات و فضایل انسانی است که به چند نمونه اشاره مي کنيم[1]:

1.«هرکس براي امت من چهل حديث از احاديث مورد نياز آنها در امور مذهبي حفظ کند خداونداورا در روز قيامت فقيه وعالم محشور فرمايد.»

2.«زمين چهل روز در مرگ مؤمن مي گريد.»

3.«چهل روز اخلاص در عمل موجب سرازير شدن حکمت از قلب به زبان مي گردد. »

4.«اگر چهل نفر جمع شوند و دعاکنند خداوند مستجاب مي فرمايد.»

5.«براي انعقاد نطفه حضرت زهراسلام الله علیها رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم به فرمان خدا چهل روز از حضرت خديجه سلام الله علیها     عزلت گزيد.»

6.«حضرت آدم علیه السلام درفراق بهشت چهل روز گريست.»

7. «رشد انسان در چهل سالگي به حد کمال مي رسد.»

8.«بيشتر پيامبران در چهل سالگي مبعوث شدند.»

 اعمال ماه ذیقعده

این ماه از ماههای حرام و دارای حرمت است که در قرآن مجید بدان اشاره شده است و در روایت است که ذیقعده محل استجاب دعا در وقت شدت و سختی است.

1.در روز يک شنبه  ماه ذيقعده نمازي با فضيلت وارد شده و کيفيت آن چنان است که در روز يک شنبه غسل کند و وضو بگيرد و چهاررکعت نماز گذارد در هر رکعت حمد يک مرتبه و توحيد سه مرتبه و معوذتين يکمرتبه سپس استغفار کند هفتاد مرتبه و ختم کند استغفار را به لاحول ولاقوه الا بالله العلي العظيم پس بگويد:

« يا عزيز ويا  غفار اغفرلي ذنوبي و ذنوب جميع المؤمنين و المؤمنات فانه لايغفر الذنوب الا انت.»

2.عمل مستحبي ديگر در ماه هاي حرام اينکه سه روز متوالي که پنج شنبه، جمعه و شنبه باشد را روزه بداردکه ثواب نهصد سال عبادت براي او نوشته مي شود .

3. این ماه، ماه زیارتی امام رضا علیه السلام می باشد و روز بيست و سوم به قولي شهادت امام رضا علیه السلام است که زيارت آن حضرت از نزديک و دورسنت است و بزرگان بر آن تأکید داشتند.

4.شب بيست و پنجم، شب دحو الارض است شبی بسیار بافضیلت که رحمت خدا در آن نازل می شود و قیام به عبادت در آن شب مساوی با عبادت صد سال است. دحوالارض(پهن شدن زمین از زیر خانه کعبه بر روی آب) و اعمال آن عبارتست از:

الف)روزه، که روز دحو الارض یکی از چهار روزی است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است و مانند روزه هفتاد سال است.

 ب) غسل

 ج) دورکعت نماز است در وقت چاشت که در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره والشمس بخواند و بعد از سلام نماز بخواند:

« لا حول ولاقوه  الا بالله العلي العظيم» سپس تلاوت دعايي که وارد شده:

«يا مقیل العثرات...»

د)خواندن دعاي مستحبي «اللهم داحي الکعبه...»

 گزیده ای از سخنراني استاد سائلي حفظه الله تعالی در شرح حدیث اربعين

 ماه ذیقعده یکی از مهم ترین دستورات و اعمالی که دارد؛ مسئله اربعین گیری است و قسمت عمده شرافت این ماه در اربعین گیری او نهفته است؛ و راز فضیلت ذیقعده در همین است و اسرار و بواطن و ملکوت این ماه را باید در اربعین گیری او جستجو کرد.

موسی سلام الله علیه رفت کوه طور، اربعین نگه داشت تا عبادت کند و از غیر ببُرّد تا حتی خودش را هم رها کند. این عبادتی است که موسی علیه السلام به سوی اوحرکت کرده.

نکته دیگر این است که نتیجه ی اربعین برای همه ی انسان ها یکسان نیست.از مهم ترین آثاری که می توانیم برای اربعینی که در روایات ما آمده ذکر کنیم این است که انسان در همان دهه ی آخر اربعین خودش با توجه به استعداد و ظرفیتش موفق می شود که با حضرت جبرئیل ارتباط برقرار کند. اين يکي ازآثارچله گيري است که انسان می تواند با تعدادی از فرشتگانی که با جبرئیل همکاری می کنند و زیر پوشش فرمان های او کار می کنند، ارتباط برقرارکند.

خدای متعال در سوره ی آل عمران وقتی که حضرت مریم سلام الله علیها را توصیف می کند او را به عنوان کسی معرفی می کند که توانسته با جبرئیل مکالمه کند.

پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله فرمود که:

«مَن أخلَصَ للهِ أربَعینَ صَباحاً فَجَّرَ اللهُ یَنابیعَ الحِکمَةِ مِن قَلبِهِ عَلی لِسانِهِ»[2]    

این حدیث نمی خواهد بگوید، هرکس یک اربعین نگه دارد تا به اخلاص برسد،آن وقت «فَجَّرَ اللهُ یَنابیعَ الحِکمَةِ مِن قَلبِهِ عَلی لِسانِهِ»،چون می گوید: «أخلَصَ للهِ» کسی که چهل روز اعمالش را خالصانه انجام دهد، این معنای «فَجَّرَ اللهُ یَنابیعَ الحِکمَةِ»، نیست. معنایش این است که آن اربعین را در اخلاص نگه دارد. اربعینش در اخلاص باشد. به عبارت دیگر، یک اربعین در مراتب چهل گانه ی اخلاص، داشته باشد تا این که به مراحل پایانی اخلاص دست پیدا کند. به عبارت دیگر روز اول در منزل اول اخلاص، باشد. روز سی ام در منزل سی ام اخلاص حضور داشته باشد. و همین طور توی اخلاص باید سیر کند. اگر کسی این اربعین را درست برگزار کرد، پیامبر بزرگوار ما صلی الله علیه و آله وسلم  می فرمایند: خداوند منفجر می کند منابع حکمت را از قلبش به طرف زبانش.

این منابع حکمت در دل آدمی است.

«وَ اللهُ أخرَجَکُم مِن بُطونِ أمَّهاتِکُم لا تَعلَمونَ شَیئاً »[3]

آیه از یک سو می فرماید: وقتی خداوند شما را از بطون امهات تان خارج کرد، چیزی نمی دانستید. بعد می فرماید:« جَعَلَ لَکُم السَّمعَ و الا بَصَارَ و الأفئِدَةَ»[4]؛چرا می فرماید این ها را برای شما قرار دادیم. یعنی ابزار هایی هستند که با این ها می توانید شما علم را به دست بیاورید.

اربعین همین کار ها را می کند دل را پاک می کند،و منابع حکمت را در دل انسان فیضان می دهد.

آن حکمت را خداوند ، از کانال وجودی حضرت جبرئیل علیه السلام جریان مي دهد. مرحله نازل تر،  یعنی محلی که می خواهد آن منابع داخل آن قرار بگیرد، دل انسان است، پس دل را باید لای روبی کرد.

«لَیسَ العِلمُ فِی السَّماءِ فَیُنزِلُ إلَیکُم وَ لا فی تُخومِ الأرضِ فَیُخرِجُ لَکُم وَ لکِنَّ العِلمَ مَجبولٌ فی قُلوبِکُم تَأدَّبوا بِآداب الروحانیین یظهر لکم»[5]علم را توی آسمان ها نگردید که بر شما  مثل باران فرو بریزد ، و در اعماق زمین  نیست که مثل چشمه و قنات از پایین بزند بالا، «و لکنَّ العِلمَ مَجبولٌ » علم مجبول شده، جبلّه شده، سرشته شده، ذاتی شده در دل شما، یعنی باید از دل شروع کنید.

بعد حضرت فرمودند:

«تَأدَّبوا بِآدابَ الروحانیین یُظهر لَکُم» ظاهرشود برای شما، این کلمه، «وَ لکِنَّ العِلمَ مَجبولٌ فی قُلوبِکُم» معنایش این نیست که در دل شما منابع هست. معنایش این است، که علم ارتباط ذاتی با دل شما دارد. علم اگر برای کسی بخواهد حاصل شود لاجرم و لابدباید از طریق دل باشد. بنابراین باید خانه تکانی کنید.

خانه خالی کن که تا منزلگه جانان شود        

                            کاین هوسناکان دل و جان جای دیگر می کنند

انواع ولادت

ایشان در سخنرانی دیگری در این مورد می فرمایند:

ما نیاز داریم دو بار ولادت بیابیم ولادت دنیایی و جسمانی از رحم مادر و ولادت معنوی و روحی.

در ولادت اول (ولادت بدنی)، وارد ملک می شویم و در ولادت دوم (ولادت روحی)، وارد ملکوت می شویم در هر دوی این ولادت ها نیاز به تلاش داریم و باید فشار را تحمل کنیم و مراحلی را طی کنیم تا ولادت یابیم.

ما در ملک زندانی هستیم باید این قدر بزرگ شویم تا زندان را بشکنیم و به ملکوت برویم. و اگر در ولادت ملکی رشد نکنیم و نرسیم این عین مردن است.

همانطور که جنین با حرکت آرام و پیوسته و منطقی رشد می کند در ولادت ملکوتی هم با نظم منطقی باید به خودمان فرصت دهیم تا ظرفیت های زیادی پیدا کنیم. مثلاً صبر ما ملکی است ولی صبر پیامبران ملکوتی است. خوابهای ما تصرفات خیال ماست ولی خوابهای صادق یک هفتادم نبوت است. در ولادت ملکوتی با حقایق و ظرایف بیشتر و مدرنتری آشنا می شوید که فوق العاده شیرین تر و شیداکننده تر است. در ولادت ملکی خداوند می فرماید: «تبارک الذی بیده الملک»[6] یعنی بینشمان همین مقدار است که نعمت ها را می بینیم و می گوییم در ملکوت، خدا را تسبیح می کنیم ولی در ملکوت «سبحان الذی بیده ملکوت کل شیء»[7] آن قدر با خدا آشنا می شویم که می فهمیم بزرگتر از شکر و سپاس ماست. در ملکوت با جبرئیل و میکائیل و عزرائیل و ملائکه خدا آشنا می شویم و رفتارهای آنها را می بینیم.

 فرق های اربعین ملکی و ملکوتی

 اربعین ملکی با ملکوتی فرق دارد. اربعین ملکی برمی گردد به رفتارهای آدمی و افعال انسان، روحیات و اخلاقیات. آدمی در این اربعین رفتارش را درست می کند و به سراغ امور بیرون از وجود می رود ولی در اربعین ملکوتی به آنچه از آنها سر می زند و اصل وجود و درون و باطن و ذات و حقیقت را آباد می کند، بر می گردد. فرق است بین اصلاح و تطهیر، گاهی اصلاح و تطهیر مربوط به رفتار، روحیه یا مسائل روانی است. و گاهی اصلاح و تطهیر مربوط است به آنچه از وجود آدمی صادر می شود. باید سراغ اصل رفت. در اربعین ملکی شخص چهل حدیث حفظ می کند تا به دیگران کمک کند یا چهل روز روزه می گیرد و یا چهل روز از کارهای بد و خلق بد اجتناب می کند ولی در اربعین ملکوتی چهل روز ذات و حقیقتش، وجودش، دلش را تطهیرمی کند تا فقط دل را به تماشای خدا وادارد و با عمق نگاهش که مادی نیست غرق در نگاه خدا می شود. چهل روز دل او از یاد خدا باز نمی ماند و حریم خدا می شود، کعبه و بیت المعمور می شود. در نتیجه چشمه های حکمت از دلش به زبانش سرازیر می شود و فوران می کند و باعث تطهیر همه ی آلودگی ها می شود.

در اربعین ملکوتی می خواهد  عبادت وسجده واخلاص خودش را هم نبیند در روایت من اخلص نمی گوید اخلاص نسبت به عبادت وخوردن وخوابیدن پیدا کنید؛ بلکه می گوید کسی که برای او اخلاص بیابد  حکمت از قلبش جاری می شود .

حکمت یعنی دانشی که معرفتی وبینشی است وبا عبودیت حضرت حق عجین شده باشد. دانشی که فقط فهمیدن نیست، دانشی که انسان را عبد صالح خدا می کند و او را در برابر خدا خاشع، مسکین مستکین، ذلیل و خاکسار می کند و به انسان می فهماند در برابر خدا چیزی نیست؛ که اصطلاحاً این دانش حکمت نام دارد. پس فعلاً ما اربعین ملکی را شروع می کنیم که راهی طولانی در برابر ماست و با هر اربعین پیشرفتی داریم که منتهی به هدف می شود.

 بهار چله گیری

 آيت الله جوادي آملي فرمودند :

«چله گيري اين است که  انسان چهل روز مراقب قلب و قواي ادراکي خود باشد .و برخلاف رضاي خدا چيزي نينديشد. در طول سال  هم مي توان چله گيري کرد، اما بهار اين کار از اول ذيقعده تا دهم ذيحجه مي باشد. و  اين زمان فرصت بسيار خوبي براي انسان است.در چله‌گیری باید در متن جامعه باشی، ولی بر تمام اعمال و رفتارت رضای خدا را در نظر بگیری.»

 کلید نهایی

علامه حسن زاده آملی می فرمایند: «و من اللیل فتهجد»[8] شبی  داشته باشید، ذکری داشته باشید چانه ای داشته باشید که عقل آن را بگرداند. عقل در اختیار چانه نباشد.[9]

 هشدار

مواظب باشید، مراقب نهال وجودتان باشید که به دست چه کسانی می دهید، تخم رستگاری و ارتقاء مراقبت است حضور است.[10]

توجه

بله عجله نباید کرد، روز اول همه چیز نمی دهند از تو حرکت، از خدا برکت.

خواجه خود صفت بنده پروری داند، تو برای او تعیین تکلیف نکن. بنده خدا مگر این عمر نازنین، وقت نازنین حیف نیست که شما وقتتان را در هجو دیگران بگذرانید. در توحید بکوشید، این آسمان و ملکوت همه وقف توست و تو عمرت را داری برای چه صرف می کنی؟![11]

امام خمینی(ره) در توصیه هایی این چنین می فرمایند:

تا نظر ما به موجودات، نظر ابلیسی و استقلالی است از شراب وصل نخواهیم چشید و به لذت مناجات نمی رسیم  تا در عالم وجود، عزت و کبریا و عظمت و جلال را برای کسی می بینیم و در حجاب بتهای تعینات خلقیه هستیم، سلطان کبریایی حق جل جلاله در قلب ما تجلی نکند.[12]

و حرف آخر

چه زیباست از زبان امام خمینی (ره) آن سالک کوی دوست و صاحب قلب مطمئن خواسته هایمان را از خدا بخواهیم که او این چنین می خواست:

خداوندا! آینه ی دل را به نور اخلاص روشنی بخش و زنگار شرک و دوبینی را از لوح دل پاک گردان و از نفحات و جلوه های خاص خود که مختص اولیای درگاهت است ما را نصیب فرما.

خداوندا! سینه ی سوزناکی به ما عنایت فرما و آتش ندامت در قلب ما بیفکن و کدورت قلبیه ما را برطرف فرما.

 

خداوندا! بندگان از آن تو هستند و به تو متعلقند همه بندگانند و تو خدای آنانی با خدایی خود با آنان رفتار فرما نه با بدی آنان.[13]

 

پی نوشت:


[1] - ر.ک: بحارالانوار، ج67، جامع الاخبار، عده الداعی

[2] - بحارالانوار، ج67، ح25.

[3] - سوره نحل، آیه78

[4] - همان.

[5] - موسوعه عقاید اسلامی، محمدی ری شهری، ج1، ص31.

[6] - سوره ملک، آیه 1

[7] - سوره یس، آیه 83.

[8] - سوره اسراء، آیه79.

[9] - صدو ده اشاره، علامه حسن زاده، ص161.

[10] - همان، ص106.

[11] - همان، ص105 و 100.

[12] - اشکهای پیر جماران، ص27.

[13] - همان، صص87 و 38.

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 11:22 |

بسم ربّ الشّهداء و الصّدیقین

 باز درهای آسمان باز شد و شهیدی از تبار هابیلیان به جمع پروانه های عاشق سوخته بال پیوست تا شاهدی دیگر بر کاروان شاهدان اضافه گردد و او نظاره گر تلاشمان برای زمینه سازی دولت یار باشد.

شهادت سرداران رشید اسلام و خصوصاً سردار شوشتری و شهدای وحدت را به محضر ولی الله الاعظم ارواحنا له الفداء و مقام معظم رهبری زید عزه و به همه پیروان حضرت زینب سلام الله علیها تبریک و تسلیت می گوییم.

و اما !

دشمن بداند با رفتن سرداری نه تنها سنگر خالی نمی ماند بلکه سرداران دیگری از تبار سربداران با  قامتی استوارتر به مبارزه خواهند پرداخت و آتشفشان خون شهید، بنیاد ظلم آنان را ویران خواهد کرد و فقط این حادثه، برگ ننگین دیگری بر کارنامه سیاه آنان افزود و در پیشگاه تاریخ و وجدان های آگاه روسیاهی همیشگی را برای آنان رقم زد.

 « باشد که با ظهورش دل های سوخته مان از فراق دوستان تسکین یابد. »

  ان شاء الله

 روابط عمومی مدرسه علمیه رضویه

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 11:12 |

میلاد عالم آل محمد حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام مبارکباد.

امام رضا «علیه السلام »

روز یازدهم ماه ذیقعده سال 148 هجری در مدینه در خانه امام موسی ابن جعفر«علیه السلام» فرزندی چشم به جهان گشود.[1]که بعد از پدر تاریخ ساز صحنه ایمان و علم و امامت شد. او را علی نامیدند و به «رضا» معروف گشت.

مادر گرامی او «نجمه[2]» نام داشت، و در خرد مندی و ایمان و تقوی از برجسته ترین بانوان بوداصولاً امامان پاک ما همگی از نسل برترین پدران بودند و در دامان پاک وپر فضیلت گرامی ترین مادران پرورش یافتند.

 امام رضا «علیه السلام » در سال 183 هجری ، پس از شهادت امام کاظم « علیه السلام » در زندان هارون، در سن سی وپنج سالگی بر مسند الهی تکیه زد و عهده دار پیشوای امت شد.[3]

 اخلاق و رفتار امام رضا «علیه السلام»

ابراهیم ابن عباس می گوید:« هیچگاه ندیدم که امام رضا «علیه السلام » در سخن بر کسی جفا ورزد، و نیز ندیدم که سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع کند ؛ هرگز نیازمندی را که می توانست نیازش را براورده سازد رد نمی کرد، در حضور کسی پایش را دراز نمی کرد. هرگز ندیدم به کسی از خد متکاران و غلامانشان بد گویی کند.خنده او قهقهه نبود بلکه تبسم بود، وقتی سفره به میان  می آمد همه افراد خانه حتی دربان و مهتر رانیز بر سفره خویش می نشاند و آنان همراه با امام غذا می خوردند.[4]

او علی ابن مو سی الرضا« علیه السلام» است ، همه می گفتند وقتی بطلبد می روی. یک وقت ماه به ماه فرصت نداری ، یک وقت هم وسط کارهای به ظاهر مهم می فهمی برایت هیچ چیز به اندازه او مهم نیست تازه یادت می رود که چقدر مهمی وچقدر کار مهم برای انجام داری می فهمی مهمترین کارت اوست و تو اصلاًمهم نیستی ، حالا از همین جا نفسش می کشی هر جا نگاه می کنی دست او روی شانه ات است...

بعضی ها خیلی راحت حرفشان را می زنند و خیلی ها هم از پس یک سلام ساده بر نمی آیند.

زیارت ، قیامت کو چکی است که با ورها یمان و شک ها یمان را عریان می کند. درآوردن ادای زیارت یکی از سخت ترین اداهاست . زود معلوم می شود چه کاره ای...

همیشه هر وقت پی نقطه های اصیل زندگی می گردم نقطه ای که بشود به آن پناه برد و بی خیال دنیا و روز مرگی شد می روم حرم بالا و پایین صحن فرقی نمی کند فرعی و اصلی اش هم همین طورمهم عطری است که نفس می کشی مهم اشکی است که گونه هایت را خیس می کند مهم کسی است که اسمش علی ابن مو سی الرضا است ...

چقدر دوست دارم ساعتها بین این آدمها بما نم بین تازه از راه رسیدها، پای فریادها یی که گاه تا گنبد میرود. اصلاً دنیا ی آدمها ی اینجا متفاوت است متفاوت از آنهایی که خارج از این محدوده اند ...اینها همه به دنبال راهی برای نزدیک شدن هستند ... 

قال الرضا «علیه اسلام»:

الصمت یکسب المحبة و هو دلیل علی کل خیر

زحسن خموشی و اوصاف آن              چنین گفت شاه خراسان ،رضا

خموشی به بار آورد دوستی                 شود رهگشای همه خوبها

 

«من رضی با لقلیل من الرزق قبل منه الیسیر من العمل»

کلامی شنو از شهنشاه طوس                ولی خداوند و سبط رسول

چو بر رزق اندک رضایی خدای         کند طاعت اندکت را قبول



[1] - ارشاد مفید: ص 285، اصول کافی، ج 1، ص 486.

 

[2] -  نام دیگر این بانو تکتم است.

[3] - زندگانی چهارده معصوم « علیه السلام» ، آ یت الله سید محسن خرازی، ص 397 .

[4] -همان، ص 400 .

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 8:35 |

نام مقدس : فاطمه معصومه «علیها السلام»

لقب شریف: کریمه اهل بیت .

پدر بزرگوارش : حضرت موسی بن جعفر باب الحواج «علیه السلام».

مادر گرامیش : حضرت نجمه « علیه السلام»

ولادت با سعادت : اول ذیقعده القعده الحرام 173 هجری.

محل ولادت :مدینه منوره .

ورود به شهر مذهبی قم: 23 ربیع الا ول 201 هجری.

هدف از مسافرت :دیدار برادرش  حضرت رضا «علیه السلام»

رحلت : دهم ربیع الثانی 201 هجری.

سن مبارک : 28 سال ، هنگام شهادت پدر بزرگوارش ده ساله بودند.

محل عبادتش در قم : بیت النور « مدرسه ستیه ، میدان میر» .

پاداش زیارت حضرت معصومه« اعلیهاالسلام»: بهشت برین.

حضرت فاطمه معصومه « علیهاالسلام» در تحت تربیت پدر بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر «علیه السلام» و برادر گرامیش حضرت رضا « علیه السلام»  به مقام والایی رسید ، و در پاسخگویی به پرسشهای مراجعین به درجه ای رسید که مطابق  نقل «ابن العرندس» حضرت موسی جعفر «علیه السلام » به او مدال «فداها ابوها» ارزانی شد.

درایام محبوس بودن حضرت موسی بن جعفر« علیه السلام »  در روزگار مسافرت برادرش امام رضا «علیه السلام» در دفاع از حریم ولایت و پاسداری از خط امامت آن چنان نقش موثری ایفا نمود.که به شفیعه روز محشر وکریمه اهل بیت پیامبر«صلی الله علیه و اله و سلم»اشتهار یافت.و در زیارت مأثور از معصوم جمله : فانّ لک عندالله شأناً من الشأن در حقش صادر شد.   

 

بارگاه حضرت فاطمه معصومه ،تجلیگاه حضرت فاطمه زهرا «علیها السلام»، حاج سید جعفرمیر عظیمی.

 

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 8:18 |

تاریخ پربار تشیع که تاریخ پرحادثه ی اسلام واقعی است ، درهربرگ خود نمایشگر چهره ای راستین ازانسان هایی است که هریک در زمان خود کشتی نجات جامعه وچراغ راه گمراهان بودند.مولای مکرم ما، ششمین خورشید آسمان امامت ، به مقتضای وقت وموقعیت ازدرخشنده ترین این سلاله شد. تابش علومش ،اسلام را چنان در نور، احیاءکرد که پیشتر درخشش شرف وشجاعت حسینی ، اسلام را در خون تعمید داد.

ماجعفری مذهبیم ، وبه این نسبت افتخار می کنیم ؛

چرا که اگر اسلام ، اسلام محمد صلی الله علیه واله است ، پیام آن در خون حسین علیه السلام وبیان آن در آموزش امام جعفر صادق علیه السلام باید دید.

فیضان علوم خدایی امام صادق علیه السلام  چنان خیره کننده وچشمگیر است که پس از 13 قرن دانشمندان اروپا به تفکر وتعمق در تعلیمات علمی او پرداخته اند، وکتابها نگا شته اند واینها همه از نظر ما گوشه ای از فضایل امام است؛ چرا که هیچ خردمند نمی تواند با ستایش فیضی که برگی از نور باآفتاب  می برد، مدعی شود آفتاب را توصیف کرده است.

اما منصور نتوانست وجود امام رادیگر آوازه امامت ورهبریش تا دورترین سرزمینهای اسلامی پرکشیده بود، در میان جامعه تحمل کند .درماه شوال سال 148 هجری قمری آن گرامی را مسموم ساخت  وامام در25شوال درسن 65 سالگی  به جهان دیگر رفت وپیگر پاکش در کنار پدرگرامیش به خاک سپردند.

به راستی با شهادت امام صادق علیه السلام، تاریخ انسان واسلام گوهری را از دست داد که اگر مقام امامت

شش امام بزرگوار را از سلاله آن بزرگ  نمی بود ، بی تردید می گفتیم: جهان از پروردن چنان بزرگمردی تا قیام قیامت عقیم مانده است.

چنان که مالک رئیس مذهب مالکی اینگونه بیان می کند:

«ما رأ ت عین ولا سمعت اذن ولاخطر علی قلب بشر أفضل من جعفر محمد »

« چشمی ندیده وگوشی نشنیده و به دلی خطور نکرده که کسی از جعفر بن محمد فا ضل تر باشد .»

                                                                                     چهارده اختر تابناک احمد احمدی بیرجندی

وهمچنین ابو حنیفه رئیس فرقه حنفی درباره امام صادق علیه السلام  می گوید:

«من فقیه تر از جعفر الصادق کسی را ندیده ام و نمی شناسم.»

از سخنان گوهر بار امام صادق علیه السلام:

«مؤمن از آهن سخت تر است، زیرا اگر آهن گداخته شود رنگش تغییر پیدا می کند ولی مؤمن اگر کشته شود و دوباره زنده گردد و مجدداً او را بکشند، دل او از ایمان برنمی گردد.»

                                                                   احمد احمدی بیرجندی، چهارده اختر تابناک

«چنانچه مؤمنی از برادر ایمانیش حاجتی را طلب کند و او بتواند خواسته اش را برآورد و انجام ندهد، خداوند در قبرش یک افعی بر او مسلط گرداند که هر لحظه او را آزار رساند.»

                                                                                    وسایل الشیعه، ج16، ص360

«داووا مرضاکم بالصدقة وادفعوا أبواب البلایا بالاستغفار»

«مریضان خود را به وسیله صدقه مداوا و معالجه نمایید، و بلاها و مشکلات را با استغفار و توبه دفع کنید.»                                                                      مستدرک الوسایل، ج7، ص163

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 و ساعت 7:51 |

مورچه چیه که فانسقه ببنده

جبهه کارخانه آدم سازی است.

مفت باشه خمپاره جفت جفت باشه

کلوا واشربوا ولا نق نقو.

سر پل ذهاب جلوتو می گیرم.

اللهم ارزقنا ترکشاً ریزاً.

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت 8:35 |

بیانات حضرت امام خمینی (ره) در خصوص دفاع مقدس

در دنیایی که سلطه گری برای زوزگویان یک امتیاز محسوب می شود و هیچ سازمان بین المللی نیست که مانع از تجاوز سلطه گران بشود. ملت ما باید قادر به دفاع از خود باشد.

جوانان مؤمن و بسیجی به معراج رفته هایی هستند که ثابت قدمی خود را در میدان جنگ نشان داده اند.

جوانان مخلص و با ایمان بهترین فرصت زندگی خود را برای رضای خدا و حفاظت از انقلاب و آرمانهای انقلاب در میدان جنگ صرف کردند.

هشت سال جنگ و مقاومت در برابر دشمن شوخی نیست ... تکلیف این است که ما اصلی را که به آن اعتقاد پیدا کرده ایم و پای آن را با خون خود امضاء کرده ایم حفظ کنیم.

 

وقایع سال 59

29/6/1359

صدام در تلویزیون عراق ظاهر شد و سند قرار داد الجزیره را پاره کرد و گفت: این قرار داد مربوط به زمانی است که ما ضعیف بودیم، ولی در حال حاضر ما قوی هستیم و به این قرارداد نیازی نداریم.

31/6/1359

نیروهای رژیم عراق تجاوز همه جانبه ای را علیه سرزمین ما در زمین، هوا و دریا آغاز کردند.

31/6/1359

امام راحل بنیانگذار جمهوری اسلامی ضمن ارسال پیامی به ماهیت شیطانی رژیم بعثی اشاره کرده، خطاب به ملت عراق چنین فرمودند: قیام این(صدام) نسبت به ایران قیام کفر به مسلم است و قیام لشکر کفر بر لشکر اسلام است و باید با همه قوا با این شخص مقابله کنید.

و این مقابله ادامه پیدا کرد تا پیروزی رزمندگان اسلام و بازگشت آزادگان به میهن اسلامی.

هفته دفاع مقدس و یاد هزاران شهید گلگون کفن و رشادت و ایثار و جانبازی آزادگان و جانبازان سرافراز میهن اسلامی گرامی باد.

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 13:2 |

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است.(2) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن(‏3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)

 بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏اى خاص دارد و هیچ چیزى بى‏حساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.

 استاد مطهرى در تعریف قدر مى‏فرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5) پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مكانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمى‏گیرد.

 این معنا از روایات استفاده مى‏شود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)

 در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»

 بنابراین، معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریده‏ها از حیث هستى و آثار و ویژگى‏هایشان محدوده‏اى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علت‏ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگى‏هاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالب‏هایى از داخل و خارج، اندازه‏گیرى و قالب‏گیرى مى‏شود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگى‏هاى مادى آن به شمار مى‏آید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستى‏شان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالب‏گیرى شده‏اند. (8)

 اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است. «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه هر حادثه‏اى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.

 (9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شكل و خصوصیت زمانى و مكانى و سایر خصوصیات وجودى‏اش را از علل متقدمه خود كسب كرده است و یك پیوند ناگسستى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»(10)

 اما علل موجودات مادى تركیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است كه هر یك تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را شكل مى‏دهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، كنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مى‏شود و معلول خود را ضرورت و وجود مى‏دهد كه از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مى‏شود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد كه عوارض و ویژگى‏هاى وجودى‏اش را مى‏سازد و در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مى‏شود.

  با روشن شدن معناى قدر، امكان فهم حقیقت شب قدر نیز میسر مى‏شود. شب قدر شبى است كه همه مقدرات تقدیر مى‏گردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازه‏گیرى مى‏شود.

 به عبارت روشن‏تر، شب قدر یكى از شب‏هاى دهه آخر ماه رمضان است. طبق روایات ما، یكى از شب‏هاى نوزدهم یا بیست و یكم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارك رمضان است.(11) در این شب - كه شب نزول قرآن به شمار مى‏آید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه‏اى كه در طول سال واقع مى‏شود، تقدیر مى‏گردد.(12) شب قدر همیشه و هر سال تكرار مى‏شود. عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیكویى سرنوشت یك ساله بسیار مؤثر است.(13) در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»(14)

 پس شب قدر شبى است كه:

 1. قرآن در آن نازل شده است.

 2. حوادث سال آینده در آن تقدیر مى‏شود.

 3. این حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به كارهایى مى‏گردد.

 بنابراین، مى‏توان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازه‏گیرى و شب تعیین حوادث جهان ماده است.

 این مطلب مطابق آیات قرآنى نیز مى‏باشد؛ زیرا در آیه 185 سوره مباركه «بقره» مى‏فرماید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»؛ ماه رمضان كه در آن قرآن ‏نازل شده است.» طبق این آیه، نزول قرآن (نزول دفعى) در ماه رمضان بوده است. و در آیات 3 - 5 سوره مباركه دخان مى‏فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ* فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ* أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ.» این آیه نیز تصریح دارد كه نزول [دفعى‏] قرآن در یك شب بوده است كه از آن به شب مبارك تعبیر شده است. همچنین در سوره مباركه قدر تصریح شده است كه قرآن در شب قدر نازل شده است.

 «قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است. «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد.

 پس با جمع آیات سه گانه بالا روشن مى‏شود:

1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است.

 2. قرآن در شبى مبارك از شب‏هاى ماه مبارك رمضان نازل شده است.

 3. این شب، در قرآن شب قدر نام دارد.

 4. ویژگى خاص این شب بر حسب آیات سوره مباركه دخان دو امر است:

 الف. نزول قرآن.

 ب. هر امر حكیمى در آن شب مبارك جدا مى‏گردد.

 اما سوره مباركه قدر كه به منزله شرح و تفسیر آیات سوره مباركه «دخان» است، شش ویژگى براى شب قدر مى‏شمارد:

 الف. شب نزول قرآن است (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ).

 ب. این شب، شبى ناشناخته است و این ناشناختگى به دلیل عظمت آن شب است ( وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ).

 ج. شب قدر از هزار ماه بهتر است. (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ).

د. در این شب مبارك، ملائكه و روح با اجازه پروردگار عالمیان نازل مى‏شوند (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) و روایات تصریح دارند كه آنها بر قلب امام هر زمان نازل مى‏شوند.

 ه. این نزول براى تحقق هر امرى است كه در سوره «دخان» بدان اشاره رفت (مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) و این نزول - كه مساوى با رحمت خاصه الهى ‏بر مومنان شب زنده‌دار است - تا طلوع فجر ادامه دارد (سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ).

 و. شب قدر، شب تقدیر و اندازه‏گیرى است؛ زیرا در این سوره - كه تنها پنج آیه دارد - سه بار «لیلة القدر» تكرار شده است و این نشانه اهتمام ویژه قرآن به مسئله اندازه‏گیرى در آن شب خاص است.

 مرحوم كلینى در كافى از امام باقر علیه السلام نقل مى‏كند كه آن حضرت در جواب معناى آیه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» فرمودند: «آرى شب قدر، شبى است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مى‏شود. شبى كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است كه خداى تعالى درباره‏اش فرموده است: «فیها یفرق كل امر حكیم؛ در آن شب هر، امرى با حكمت، متعین و ممتاز مى‏گردد.» آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثه‏اى كه باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مى‏شود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى كه قرار است متولد شود یا اجلى كه قرار است فرارسد یا رزقى كه قرار است برسد و ... .»(15)

 پى‏نوشت‌ها:

 1- قاموس قرآن، سید على اكبر قرشى، ج ‏5، ص 246 و 247 .

 2- همان، ص 248.

 3- المیزان، سید محمد حسین طباطبایى، ج‏12 ص 150 و 151.

 4- همان، ج‏ 19، ص 101.

 5- انسان و سرنوشت، شهید مطهرى، ص 52.

 6- المحاسن البرقى، ج‏1، ص 244.

 7- بحار الانوار، ج ‏5، ص 122.

 8- المیزان، ج ‏19، ص 101 - 103

 9- انسان و سرنوشت، ص 53

 10- همان، ص 55 و 56

 11- اقبال الاعمال، سید بن طاووس، تحقیق و تصحیح جواد قیومى اصفهانى، ج‏1، ص 312 و 313 و 374 و 375 .

 12- الكافى، كلینى، ج ‏4، ص 157 .

 13- المراقبات، ملكى تبریزى، ص، 237 - 252

 14- الكافى، ج‏1، ص 248

 15- المیزان فى تفسیر القرآن، ج 20، ص، 382/ بحث روایى ذیل سوره مباركه قدر.

 

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 12:18 |
پيشواى دوم جهان تشيع كه نخستين ميوه پيوند فرخنده على (ع) با دختر گرامى پيامبر اسلام (ص) بود، در نيمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدينه ديده به جهان گشود.حسن بن على (ع)از دوران جد بزرگوارش چند سال بيشتر درك نكرد زيرا او تقريبا هفت سال بيش نداشت كه پيامبر اسلام بدرود زندگى گفت.
پس از درگذشت پيامبر (ص) تقريبا سى سال در كنار پدرش امير مومنان (ع) قرار داشت و پس از شهادت على (ع)
 شش ماه بر مسلمین خلافت کرد . آن امام والامقام  در طول عمر مبارک خود  دو بار تمام ثروت و دارایى خویش را در راه خدا بخشید و سه بار تمام اموال خود را وقف کرد. به گفته مورخان ،  امام حسن مجتبى(ع )، فردى شجاع، دلیر و مبارز بود و در غالب جنگ هایى که امام علی( ع) حضور داشتند آن حضرت نیز حضور داشت.

میلاد پربرکت سبط اکبر علی مرتضی امام حسن مجتبی علیهما السلام مبارک باد.

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 12:6 |